مرتضى راوندى

204

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ديگر نويسندگان و مورخان قرن پنجم و ششم : ابو نصر مشكان ابو نصر مشكان ، يكى از بهترين سياستمداران و نويسندگان رسائل ديوانى در عهد غزنويان است و سالها در دستگاه سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود ، صاحب ديوان رسائل ، يعنى رئيس دبيرخانه اين دو شهريار بوده است ؛ او ظاهرا بعد از انتخاب احمد بن حسن ميمندى به وزارت سلطان محمود ، به مقام صاحب ديوان رسائل دولت غزنوى برگزيده شده و تا پايان حيات ، در اين سمت باقى بوده ، وى در پارسى و عربى تبحّر داشت و ابو الفضل بيهقى ، مورخ معروف شاگرد او بود و چند نامه پارسى وى را در تاريخ گرانقدر خود نقل كرده است ؛ اينك نمونه‌يى از نامه‌هاى او : نامه مسعود به خوارزمشاه التونتاش : « بسم الله الرحمن الرحيم » . بعد الصدر و الدعاء ، ما با دل خويش حاجب فاضل عم خوارزمشاه التونتاش را بدان جايگاه يابيم كه پدر ما امير ماضى « 1 » بود ، كه از روزگار كودكى تا امروز او را بر ما شفقت و مهربانى بوده است كه پدران را باشد بر فرزندان ، اگر بدان وقت بود كه پدر ما خواست كه وى را وليعهدى باشد و اندر آن راى خواست از وى و ديگر اعيان ، از بهر ما ، جان بر ميان بست تا آن كار بزرگ با نام ما راست « 2 » شد ، و پس از آن چون حاسدان و دشمنان ، دل او ( يعنى محمود ) بر ما تباه كردند و درشت ، تا ما را به مولتان فرستاد و خواست كه آن راى نيكو را كه در باب ما ديده بود بگرداند و خلعت ولايتعهد را به ديگر كس ارزانى دارد ، چنان رفق « 3 » نمود و لطايف « 4 » حيل به كار آورد ، تا كار ما از قاعده برنگشت ، و فرصت نگاه مىداشت و حيلت مىساخت و ياران گرفت تا رضاى آن خداوند را در باب ما دريافت و بجاى بازآورد و ما را از مولتان بازخواند و به هرات باز فرستاد . . . » « 5 »

--> ( 1 ) . ( مراد از امير ماضى سلطان محمود است . ) ( 2 ) . عملى گرديد ( 3 ) . مدارا ( 4 ) . تدبير ( 5 ) . مأخوذ از تاريخ بيهقى ، چاپ دكتر غتى و دكتر فيّاض ، ص 88